دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۶
    مذهبي
    وبلاگستان
    • ثامن : نمیدانم ساعت چند بود به هوش امدم ولی نمیدانستم کجا هستم،سعی کردم افکارم را جمع کنم که صدای شلیک گلوله هشیارترم کرد،صدای قهقهه و لحن عربی توجه مرا جلب کرد درحالی که سرم سینه دژ خین و تنم داخل آب بود خودم را آرام بالا کشیدم و از لای نی ها شروع کردم به نگاه کردن. پنج یا شش عراقی آن طرف خین ایستاده بودند و بچه های ما را که شب قبل داخل معبر شهید یا مجروح شده بودند را خلاصی میزدند البته از فاصله ی سی یا چهل متری. دنیا روی سرم خراب شد، فقط گریه می کردم دلم میخواست با تمام وجود فریاد بزنم
    • ثامن : روز گذشته جمعی از خانواده های شهدای مدافع حرم با رهبر معظم انقلاب دیدار داشتند.
    اخبار ويژه
    پربازديدها
    پربحث ترین ها
    پربحث ترين ها