يكشنبه ۱ ارديبهشت ۱۳۹۸
    پربازديدها
    پربحث ترین ها
    پربحث ترين ها
    مهندس معلول قمی: دوست دارم در دفاع ازحرم و به دست داعش شهید شوم+عکس
    ثامن : نفیسه و محمد رضا زوج جوان معلول قمی هستند که اراده و عملشان انها را در مسیر موفقیت قرار داده است، نفیسه کارشناس ارشد حساب داری و کارآفرین موفقی است که برای بیش از۱۵نفر اشتغال ایجاد کرده محمد رضا هم مهندس عمران است.

    به گزارش سایت خبری ثامن؛گاهی برخی بندگان خدا معجزه هایی هستند انکار ناپذیر، معجزه هایی که یاد خدا را همیشه در دل ها زنده نگه می دارند،  معجزه های ساده اما زیبا، نفیسه و محمد رضا زوج جوان معلول قمی هستند که اراده و عملشان انها را در مسیر موفقیت قرار داده است،  نفیسه کارشناس ارشد حساب داری و کارآفرین موفقی است که برای بیش از۱۵نفر اشتغال ایجاد کرده محمدرضا هم  مهندس عمران است که دو کارشناسی ارشد دارد وخادم حضرت معصومه(س) است و آرزو می کند در دفاع از حریم اهلبیت و به دست داعش شهید شود و آن را زیباترین مرگ ها می داند.

    خبرنگار ثامن  گفتگوی صمیمانه ای با این زوج موفق داشته است.

    از دوران کودکی ام خیلی راضی هس تم

    نفیسه تقی زاده هستم کارشناس ارشد حسابداری یکسال ونیم داشتم که از پای راست دچار فلج اطفال شدم، اما کودکی کاملا عادی داشتم و اصلا احساس نمی کردم با بقیه فرق دارم اتفاقا بچه خیلی بازیگوشی هم بودم به گذشته که نگاه می کنم می بینم از دوران کودکی ام خیلی راضی هستم.

    وقتی وارد مقطع دبیرستان شدم از نظر احساسات و منطق پخته تر شدم و این احساس متفاوت بودن را درک کردم، البته همیشه دوست داشتم در همه امور موفق  باشم تلاش زیادی می کردم که یک امتیازی نسبت به بقیه داشته باشم و محدودیت جسمی ام را با یک امتیاز بپوشانم برای این کار تلاش می کردم و موفق هم می شدم و روحیه بسیاری هم می گرفتم.

    باید خیلی بیشتر از بقیه تلاش کنم

    با توجه به شرایطی که داشتم می دانستم باید خیلی بیشتر از بقیه تلاش کنم گاهی اوقات در تنهایی فکر می کردم چرا من؟ گاهی به خدا گله هم می کردم ، معمولا به خاطر ناشکری زود جریمه می شوم (با خنده) اما همین که فکرمی کنم تلاشم به نتیجه رسیده از گله مندی پشیمان می شدم.

    افرادی را می بینم که جسم کاملا سالمی دارند اما در مقام مقایسه، خودم را موفق تر از آنها می بینم البته منظورم غرور نیست منظورم لطفی است که خداوند با تلاشی که انجام داده ام به من داده است.

    معلولین به خودشان اعتماد داشته باشند

    افرادی را می شناسم که معلولیت دارند اما گاها به خودشان اعتماد ندارند این آفت بزرگی است که باعث می شود از جامعه دور شوند زیرا هر کسی در هر شرایطی اگر تلاش کند موفق می شود.

    درس خواندن را دوست داشتم البته بین دیپلم  و دانشگاه وقفه افتاد در این مدت  مشغول کارهای هنری و تدریس خیاطی شدم اما  این من را قانع نمی کرد به همین خاطر در کنکور شرکت کردم و در رشته حسابداری قبول شدم.

    هرگز در کنکور و دانشگاه گزینه معلولیت را علامت نزدم

    معلولیت برای من هضم شده بود و با آن کنارآمده بوده و هرگز در کنکور و دانشگاه گزینه معلولیت را علامت نزدم، خانواده هم حمایت زیادی از من انجام می دادند و به علایق من  احترام می گذاشتند.

    به فکر تاسیس یک موسسه حسابداری افتادم

    در دوران دانشجوایی درس خوان بودم تا اینکه در ترم سوم یکی از اساتید به من پیشنهاد تدریس حسابداری  داد در آزمون فنی حرفه ای شرکت کردم و با نمره بالا پذیرفته شدم و وارد بحث تدریس شدم، یکسال و نیم  که تدریس کردم احساس کردم می توانم پیشرفت داشته باشم به همین خاطر به فکر تاسیس یک موسسه حسابداری افتادم.

    بعد از فارغ التحصیلی پدرم محلی در اختیارم قرار دارد و با مقدار پس اندازی که داشتم و وام خود اشتغالی که از سازمان بهزیستی گرفتم موسسه حسابداری تاسیس کردم که هم اکنون یکی از بهترین آموزشگاه های تدریس حسابداری قم است و 15 نفر به صورت مستقیم در این  آموزشگاه فعال هستند و همواره به فکر نوع آوری در آموزشگاه هستم و هرگز از کار کردن خسته نشدم.

    ذهن بیمار جلوی پیشرفت را می گیرد

    مشکل ما جسمی است و قابل مشاهده است و یک معلول باید آن را بپذیرد و هرگز آن را انکار نکند زیرا انکار آن،  باعث می شود راه پیشرفت بسته شود، اما اینکه مشکل جسمی باعث شود این تصور به وجود بیاید که پس نمی توانیم موفق شویم و پیشرفت کنیم قابل قبول نیست، افرادی هستند که از نظر جسمی سالم هستند اما ذهن بیماری دارند که همان ذهن بیمار جلوی پیشرفت شان را می گیرد.

    مشکلات جسمی خیلی جاها می تواند محدودیت ایجاد کند  این را نمی توان کتمان کرد  اما این محدودیت هایی نیست که بخواهد اصول را از بین ببرد، به طور مثال شهر قم برای رفت آمد معلولان مناسب سازی نشده است و این برای یک معلول محدودیت  تردد ایجاد می کند اما این اصلا دلیل نمی شود که من از منزل بیرون نروم، تلاش ما معلولان باید چندین برابر افراد سالم جسمی باشد.

    مانند همه دختران در خصوص ازدواج فکر می کردم

    من کاملا فرد احساساتی بودم و مانند همه دختران در خصوص ازدواج فکر می کردم و اصلا اینطور نبود که فکر کنم به  خاطر معلولیتی که دارم قرار نیست ازدواج کنم، اما دوست داشتم همسر آینده ام نیز شرایط جسمی که من دارم را داشته باشد زیرا نگران بودم که نگاه ها و رفتارها در آینده درزندگی موانعی ایجاد کند.البته به نظرم یک فرد معلول جسمی می تواند بایک فرد سالم ازدواج کند و خوشبخت هم باشد مهم علاقه و درک طرفین از هم است.

    همسرم در فنی و حرفه ای رشته عمران تدریس می کرد و با برادرم نیز اشنا بودند اما آشنایی من با ایشان کاملا  اتفاقی بود در یک جسله ای که در فنی و حرفه ای بود هم دیگر را دیدیم ایشان پیشنهاد ازدواج  را با خانواده مطرح کردند و احساس کردیم می توانیم در کنار هم خوشبخت  باشیم، ایشان هم در کودکی دچار فلج اطفال پای راست شدند البته انتخاب من تنها صرفا به خاطر نقطه مشترک معلولیت نبود بلکه مانند هر دختر دیگری معیارهای دیگری هم داشتم و حاصل این ازدواج یک دختر 9 ساله با نام نجمه است.

    ازدواج یک مسئله عادی و معمول در زندگی است 

    گاهی معلولین از ازدواج فرار می کنند و یا شاید هم تصورمی کنند  این معلولیت باعث شود انها نتوانند ازدواج کنند اما ازدواج یک مسئله عادی و معمول در زندگی است  و مسئله پیچیده ای نیست  باید زندگی کرد، باید کارکرد، باید درس خواند و برای رسیدن به این مسائل یک معلول باید بیشتر تلاش کند نه اینکه بخشی از زندگی را درون خودش از بین ببرد.

    دخترم نجمه با این مسئله اصلا مشکلی ندارد و هرگز از این بابت ابراز ناراحتی نکرده و اگر کسی این مسئله  را به او بگوید نه تنها از نظر روحی مشکلی پیدا نمی کند بلکه همواره از من و پدرش حمایت کرده و دوست دارد همواره با اوبه بیرون برویم و این برایم من بسیار ارزشمند است.

    مادرم برایم خیلی زحمت کشید/ دوران کودکی سختی داشتم

    محمدرضا لاری پور هستم در یک خانواده کاملا مذهبی و سنتی به دنیا آمدم شش خواهر و برادر هستیم و در کودکی به بیماری فلج اطفال دچار شدم در حالی که تنها 3سال داشتم پدرم که  روحانی بود سال54 دردرگیرهای انقلاب ودر حال بازگشت از تبلیغ به رحمت خدا رفت و مادرم که تنها27 سال داشت ما را به سختی بزرگ کرد که الحمدالله خواهرها و برادرانم افراد موفق و مفیدی هستند .

    به دلیل نبودن پدر دوران کودکی سختی داشتم مادرم رسیدگی به همه امور خانه را عهده دار بود، مادرم درسالهای پایانی عمرشان گفتند از این که پای فرزندانم تلاش کردم و سختی ها را به جان خریدم اصلا پشیمان نیستم.

    معلولیت را احساس نمی کردم

    من در کودکی اصلا معلولیت را احساس نمی کردم، اما می دانستم که باید بیشتر تلاش کنم اما اصلا معلولیتم را نمی دیدم و سعی می کردم همیشه بهترین باشم، معلولیت من را دیگران می بینند اما من آن را هرگز نمی بینم.

    هرگز تبدیل به یک شخصیت ایزوله نشدم

    حضورم را در جامعه بیشتر کردم و هرگز تبدیل به یک شخصیت ایزوله شده نشدم، من هرگز به دنبال اینکه از جایی حمایت مادی شود نبودم.

    دربخش صنعتی سازی ساختمان در قم من اولین  نفری بودم که  در عرصه فنی و مهندسی این مسئله را مطرح و عملیاتی کردم، عضو انجمن انبوه سازان قم هستم، چندین دوره عضور انجمن شرکت های ساختمانی بودم، عضو فعال سازمان آموزش فنی و حرفه ای هستم، در بخش تحصیلات هم سعی کرده ام تحصیلاتم را در حد ایدهآل ادامه دهم.

    دوست داشتم پزشک شوم

    دوست داشتم پزشک شوم اما در رشته عمران تحصیل کردم، کارشناسی ارشد مدیریت دارم و کارشناسی ارشد سازه و عمران را هم تا چند ماه آینده خواهم گرفت.

    از کارم لذت می برم

    باید ساختمان های 10 طبقه را به عنوان مهندس ناظرطی کنم وبا این که این کار خیلی سخت است  از این کارم لذت می برم این حرف اصلا شعار نیست.

    من و همسرم در آغاز زندگی "نون" نمی توانیم را از زندگی حذف کردیم این را خواستیم و موفق هم شدیم، بقیه چه معلول و چه غیرمعلول باید این کار را انجام دهند، برای موفقیت سه مولفه وجو دارد یکی دانش فنی ، دیگری مهارت و مهمتر از این ها نگرش است ، داشتن نگرش منفی  باعث ترد فرد از اجتماع می شود.

    معابر قم برای رفت و آمد معلولین مناسب سازی نشده

    همسرم من بر اثر مناسب نبودن معابر و اماکن عمومی در شهر چند وقت قبل زمین خورد و دستش مصدوم شد، متاسفانه هیچ فضای مناسبی برای رفت آمد معلولین در شهر وجود ندارد، باید کل مسئولین شهری در مناسب سازی فضای  شهر دخالت کنند.

    باید نگاه واقع بینانه به توانمندی های خود داشتند باشیم

    چه معلول و چه غیر معلول باید نگاه واقع بینانه به توانمندی های خود داشتند باشند، به طور مثال یک معلول جسمی حرکتی نمی تواند در دوی ماراتن شرکت کند پس باید درانتخاب "هدف" دقت کند، من به عنوان یک معلول در رشته عمران تخصص پیدا کردم و اگر از من در این خصوص کاری خواستند باید به نحوه احسن انجام دهم زیرا معلولیت جسمی تاثیری بر این شغلم ندارد درست است محدودیت وجود دارد اما مانع کار من نمی شود.

    آموزش ایزوله شده مانند یک سم برای معلولین است

    باید در زمینه آموزش مهارت  به معلولین کارهای زیادی انجام شود در حال حاضر دنیا بر محور مدیریت می چرخد، آموزش ایزوله شده مانند یک سم برای معلولین است باید همه آموزش ها در بطن جامعه باشد.

    کارآفرینی بهترین خدمت به جامعه معلولان است

    کارآفرینی بهترین خدمت به جامعه معلولان است این که ماهی به معلول بدهیم کار درستی نکردیم معلول باید آموزش ببیند، معلولین می توانند بهترین افسران جنگ نرم باشد چون دنیا دیگر دنیای جنگ سخت نیست بلکه دنیای جنگ نرم  و ایده است معلولین هم به خاطر محدودیت های جسمی که دارند معمولا ذهن برتر و خلاقتری دارند که نیازمند مدیریت و آموزش است.

    می خواهیم تجربه خود را در اختیار دیگران قرار دهیم

     من چون خودم از خانواده ایتام بودم در انجمن های حمایت از ایتام فعالیت دارم، در این زمینه ها فعالیت زیادی داشتیم اما احساس کردم به آن هدفی که می خواهیم نمی رسیم به خاطر همین با همسرم تصمیم  گرفتیم  یک موسسه خیره  با اهداف سازمان بهزیستی  تاسیس کنیم  تا بتوانیم تجربه 20 ساله خود را به دیگران هم منتقل کنیم جامعه معلولین نیاز به حمایت دارند نیاز ندارند که به آنها پول داده شود بلکه نیاز به توانمند شدن دارند متاسفانه این تفکر در برخی مسئولین وجود ندارد اگر برخی از مدیران بهزیستی از جامعه معلولین بودند مشکلات یک معلول را بهتر درک می کردند و بر اساس آن برنامه ریزی می کردند.

    گفتگو از مرضیه مهدیلو

     

    برچسب ها : زوج معلول قمی،کارآفرین
    *نام و نام خانوادگي :

    پست الکترونيکي :

    *مطلب :
    ۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
    ۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
    ۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
    ۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .