سه شنبه ۲۸ خرداد ۱۳۹۸
    پربازديدها
    پربحث ترین ها
    پربحث ترين ها
    مخفیانه چادرسرمی کردم/یک روز پدرم من را با چادر در خیابان دید!
    ثامن : در مدتی که درگیر راضی کردن خانواده ام برای سر کردن چادر بودم یک چادر تهیه کرده بودم و در کیفم می گذاشتم و بعد از بیرون رفتن از خانه چادرم را سر می کردم در یکی از این روزها پدرم من را دید و خیلی تعجب کرد .....

    به گزارش سایت خبری ثامن؛به بهانه روز عفاف و حجاب خبرنگار ثامن گفتگویی داشته با صبا دختری که به تازکی چادر را به عنوان حجاب برتر، انتخاب کرده است در کلامش شوق و شعف چادر به سر کردن موج می زند سالها بود تلاش می کرد مانند حضرت زهرا(س) حجاب بر سر کند وحالا چند وقتی می شود که به آرزویش رسیده است.

    خودتان را معرفی کنید.

    صبا قهرمانی 23  سال سن دارم  و دانشجوی معماری هستم.

    چرا چادر را انتخاب کردید؟

    حدود سه سال پیش بود برادرم کتابی به من هدیه داد به نام نورالدین پسر ایران من این کتاب را مطالعه کردم و این مطالعه من را به شهدا علاقه مند کرد بعد از مدت زمانی متوجه شدم علاقه من به سمت کتاب های دفاع مقدسی رفته است و دوست دارم در این زمینه بیشتر مطالعه کنم، کم کم به سمت مطالعه وصیت نامه شهدا رفتم و وصیت نامه شهدا را با دقت مطالعه می کردم و متوجه شدم بعد از مسئله ولایت فقیه نکته ای که در وصیت نامه شهدا مشترک است و شهدا به آن اهمیت زیادی قائل شده اند  توصیه به حجاب است.

    پیش خودم فکر کردم که هزاران شهدا جان خود را داده اند و تنها خواسته شان از زنان و دختران حفظ حجاب است حتما مسئله خیلی مهمی بوده و یک واجب شرعی است، از طرفی به حضرت زهرا (س)خیلی فکر می کردم که زمانی که پهلویش شکسته بود و در حالت بیماری هم به حجابش اهمیت می داد به من تلنگر می زد.

    خداوند هم به مقدار به من زیبای عطا کرده بود  که به دلیل نوع پوشش نامناسبم بسیار مورد توجه قرار می گرفتم  این مسئله و نگاه های نامحرمان من را بسیار آزار می داد.

    به دلیل نوع اعتقادی که به شهدا پیدا کرده بودم در دانشگاه دوستانم همه چادری و محجبه بودند و تنها من ظاهری غلط انداز داشتم و دوست داشتم من هم چادری باشم.

    چرا بعد از سه سال چادر به سر کردید؟

    علت این تاخیر این بود که خانواده من کاملا با چادر مخالف بوده و هنوز هم هستند اما با پا فشاری من و  با گذاشتن چندین شرط اجازه دادند که چادر سر کنم نزدیک به دوسال برای سر کردن چادر جنگیدم که برایم با ارزش است و خدا را شکر می کنم  به آن چیزی که می خواستم رسیدم .

    خانواده من تحت تاثیر شبکه های خارجی  و برخی مسائل که به دروغ در جامعه گفته می شود حرف های برای توجیه چادری نشدن من می زدند که غیر قابل باور بود.

    ایا قبلا تجربه  سر کردن چادر را داشتید؟

    بله در مدتی که درگیر راضی کردن خانواده ام برای سر کردن چادر بودم یک چادر تهیه کرده بودم و در کیفم می گذاشتم و بعد از بیرون رفتن از خانه چادرم را سر می کردم در یکی از این روزها پدرم من را دید و خیلی تعجب کرد اصلا انتظار نداشتم در آن ساعت از روز پدرم بیرون باشد برای اولین بار پدرم به من گفت چقدر چادر بهت میاد؛ همین صحبت او کافی بود تا اشتیاقم به چادر سر کردن بیشتر شود با اینکه بعد از ان پدر همچنان مخالف چادر سر کردن من بود.

    گفتید که برادرتان یک کتاب دفاع مقدسی به شما هدیه داد  با توجه به آنچه از خانواده ات می گویی چرا این کتاب را به شما هدیه داد؟

    فصل تابستان بود من هم بیکار بودم برادرم چند کتاب رمان خارجی گرفته بود بین کتاب ها هم کتاب نورالدین پسر ایران و کتاب پایی که جاماند هم بود .

    بین صحبت ها گفتی خانواده برای چادری شدن شرط گذاشته اند می توانید بگویید چه شر ط هایی بود؟

    یکی از شرط ها یشان بود که اگر چادری شوم با آنهایی جایی نروم، در مهمانی هایشان شرکت نکنم تقریبا شرط گذاشتند که به صورت کامل مسیرم را از آنها جدا کنم  و رفت و آمدها و روابطم به صورت جداگانه باشد البته من این موضوع را آزادانه انتخاب کردم و با آن مشکلی ندارم.

    چند خواهر و برادر داری؟ ایا آنها در این مسیر به تو کمک کردند؟

    چهار برادر و دو خواهر بزرگتر از خودم دارم و به غیر از یکی از خواهرهایم بقیه در این مسیر کمک نکردند، او نیز مانند من دوست دارد حجاب داشته باشد اما مخالفت می شود.

     سخت نیست که قرار است در مهمانی های خانوادگی دیگر شرکت نکنی؟

    به هر حال انسان وقتی یک مسیری را انتخاب می کند تغییر در او ایجاد می شود که برای رسیدن به مقصد نهایی تلاش می کند، من دوستان خیلی خوبی در دانشگاه دارم که در این زمینه به من خیلی کمک می کنند، من علاقه ای هم به این نوع مهمانی ها نداشتم و از اینکه قرار است در آنها شرکت نکنم ناراحت  نیستم، سعی می کنم روابطم را با اجتماعاتی که نزدیک به تفکرات خودم هستند بیشتر کنم  در دانشگاه هم چنین بستر ها و جمع هایی وجود دارد.

    از اینکه وقت خود را در اختیار من قرار دادید سپاسگذارم.

    من هم تشکر میکنم.

    گفتگو از مرضیه مهدیلو

     

    برچسب ها : حجاب ،چادر، شهدا ،وصیت شهدا ،ولایت فقیه ،پایی که جاماند ،نورالدین پسر ایران
    *نام و نام خانوادگي :

    پست الکترونيکي :

    *مطلب :
    ۱) نظراتی را که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد .
    ۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد .
    ۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید .
    ۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید .